![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
دیدار
هنری هنر انتزاعی(آبستره)
هنر تجسم بخشیدن به خصوصیات بنیادی و کلی اشیا و موجودات و در کل احساسات می باشد.
هنگامی که یک احساس درونی به بیرون ارائه و برای دیگران ملموس می گردد هنر متولد شده است. نقاشی ، موسیقی، شعر و ... همگی تجلی بخشیدن به احساسات درونی می باشد. انتزاع گری (abstractionism) شیوه ای نوین می باشد که از سال 1910 تا زمان حاضر عالم هنر را فرا گرفته و هدفش باز آفریدن و بازنمایی دنیای مشهود بوده است.هنر بازنمایی که در مراحل پیشرفته اش با نام هنر غیر شیئی نیز خوانده شده است مبتنی بر بکار گیری عناصر و صنایع مختلف ادبی برای بوجود آوردن اثری که در نظر هر شنونده ای تجربه ای تازه باشد ، می باشد. مهمترین اصل در هنر انتزاعی تعیین اینکه چه چیزی در میان همه چیزها مشترک است ، می باشد. شوپنهاور نخستین کسی بود که با در نظر گرفتن کیفیات انتزاعی موسیقی اظهار داشت که همه چیز ها می خواهند به موسیقی برسند. اگر نوشته ها و یا سروده هایی که نمایانگر پدیده ها و اشیای ملموس می باشد بین ادیب و دیگران رابطه ای عینی ایجاد می کند ، ادبیات انتزاعی که جنبه های ظاهری را رها کرده و خودرا از قید و بند قوانین رهانیده است به دشت آزادی خود را می رساند و با بیانات رمزگونه و اشارات کنایی خود سخن خودرا به اهل دل می گوبد و نکته هایی می آفریند که تنها پندار است که میتواند انرا درک کند ، اما قادر به بازگو کردن و تحویل دلدن آن به شعوری دیگر نمی باشد. خواجه شیراز در این باره با بکار بردن کلمه "آن" در بیت زیر نمونه زیبایی از انتزاع پدید آورده است که زیبایی ها و پدیده هایی را که دیگران دیده و از تعریف آن عاجز مانده بودند را به بیان آورده است.چنانکه می فرماید : شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که "آن"ی دارد کلمه انتزاعی رمزگونه "آن" ، زیبایی درونی شاهدش را که می توان دید و نمی توان گفت را به نوعی کنایی ابراز داشته است. خواجه در جایی دیگر با هنرنمایی و به کمک جناس تام می فرماید : اینکه می گویند "آن" خوش تر ز حسن یار ما این دارد و "آن" نیز هم سخن شناس نه ای ، جان من خطا اینجاست |+| نوشته شده توسط راضیه در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 ساعت 17:11
![]() |+| نوشته شده توسط راضیه در شنبه بیست و پنجم فروردین 1386 ساعت 11:47
پست امپرسیونیسم
معرفی
این اصطلاح درباره گرایش های مختلیف در نقاشی و به ویژه در فرانسه و در امتداد امپرسیونیسم یا به عنوان واکنشی در برابر آن است. پیشینه این سبک در فاصله زمانی 1905-1880 و جود داشت. این اصطلاح نخستین بار توسط راجرفراری نقاش و منتقدانگلیسی(1934-1866)در عنوان نمایشگاهی به کار رفته بود که در 11-1910 در گالری گرافتن لندن برگزار شد و فرای آن را ((مانه و پست امپرسیونیست ها)) نامید. هنرمندان پل سزان،ونسان ونگوگ و پل گوگن را از هنرمندان این سبک می نامند. |+| نوشته شده توسط راضیه در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 ساعت 1:6
دوره امپرسیونسیم
امپرسیونیسم Impressionism در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام، متشکل از نقاشان و مجسمه سازان و حکاکان و... گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی( آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند. با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود. امپرسیونیسم در لغت به معنای دریافتگری، دریافت آنی، یا دریافت حسی است.
هنرمندان امپرسیونیسم:
|+| نوشته شده توسط راضیه در شنبه هجدهم فروردین 1386 ساعت 17:2
راجع به سه سبک باروک، کلاسیک و رمانتیک
نقاشی دوران باروک، Museo del Pradoدوران کلاسیک : اگه کارهای فرانسیسکو گویا نقاش اسپانیایی رو دیده باشید میتونید یک ایده ای از دوران هنر کلاسیک بدست بیارید. هنر در این دوران بیشتر متوجه سادگی و وضوح بود تا تزئینات ماهرانه، فکر نمی کنم درعالم هنر موسیقی بشه کارهایی به سادگی اما در عین حال زیبایی و درخشش موتزارت پیدا کرد. موتزارت نمونه بارز و شاخص این سبک هنر در موسیقی هست. برخلاف دوران باروک که یک قطعه موسیقی حسی یگانه را القا میکرد در دوران کلاسیک حالت های متضاد در ارائه احساس در موسیقی پدید آمد. نه تنها در یک قطعه ممکن بود طی چند موومان احساس القا شونده موسیقی تغییر پیدا کنه بلکه ممکن بود حتی در یک موومان نیز حالت یگانه ای وجود نداشته باشه و تم های متضاد موسیقی رو تشکیل بدهند. انعطاف ریتمیک هم از دیگر خصیصه های این سبک موسیقی هست. شما در آثار باروک حس پیوستگی دارید ولی در کلاسیک اینگونه نیست، فراوانی سکوت ها و ضربه های غیر منتظره، چیزی است که به ندرت در موسیقی باروک دیده میشه!
دوران رمانتیک : راجع به رمانتیک هم قبلا" نوشتم و میشه به اونها هم مراجعه کنید. هنرمندان این دوره هنری اغلب در درگیریهای زندگی خصوصی خودشون غرق میشدند و به جایی میرسیدند که به رویا و خیال پناه میآوردند و در این میان هنری که از اونها خلق میشد هنری بود که واقعی نبود و به دنیای رویاها تعلق داشت. شاید براتون جالب باشه بشنوید که داستان معروف فرانکشتاین از جمله هنرهای داستان نویسی در دوره رمانتیک بوده، داستانی غیر واقعی و کاملا" خیالی. امپرسیونسیم به نوعی اوج هنر رمانتیک هست که میتونید مقاله ای در این مورد رو اینجا بخونید. ونگوگ از نقاشان معروف دوران رمانتیک بوده و کارهای او کاملا" ویژگی های این سبک رو داراست. شوپن نمونه بارز از موسیقیدانان این دوره هستش و از دیگر بزرگان موسیقی این دوره میشه به فرانتس شوبرت، روبرت شومان، فرانتس لیست، یوهان برامس و یا چایکفسکی اشاره کرد. هنر این دوره خیلی زیاد به روحیات شخصی هنرمندان مرتبط بود، هنرمندی ریتم های روان و در تلاطم دوست داشت و دیگری ریتم هایی استوار و محکم. هارمونی رنگارنگ و صد البته پر رنگ از دیگر ویژگی های این دوره بود به این مطلب هم اگه رجوع کنید خصوصیت موسیقی این دوره رو بیشتر متوجه میشید. چهر ونگوگ اثر خود وی |+| نوشته شده توسط راضیه در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 18:34
تاریخچه
تاریخچه هنر آدمی درابتدا هنگامی که هنوزهنری نمادگرایانه داشت،مظاهرقابل دسترسی خود در طبیعت را به نقش می کشید .اما ازآنجا که طبیعت بسی گسترده بودوبه درک در نمی آمد،وی حتی پس ازآنکه درترسیم گیا هان وحیوانات به نوعی واقع نمایی شبه علمی دست یافت،هنوزدرنگارش طبیعت، ذهنی نماگراداشت . گلها ،برگها، درختان وکوهها همه (اشیایی)بودندکه می شد به طورمجرّد آنها را دید وبه صورت نمادین درکنارهم نقش کرد. آثاربجا مانده از مصربستان،بین النهرین ویونان از این جمله اند. درگذشته ها ی دوراین توجه به نمادگرایی وتزینی، به خصوص درهنرمشرق زمین نیز به عنوان یک اصل تلقی می شد. دیدن ودرک طبیعت وخلوت درآن یک عبادت بود. هنرمندان شرقی وهمچنین ایرانی ازهمه اجزای طبیعت بهره می جستند تا دریافت روحانی وعارفانه خود از هستی را منعکس سازند.
|+| نوشته شده توسط راضیه در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 23:19
طراحی ازمنظره
مقدمه بیا تاگل برفشانیم ومی درساغراندازیم فلک راسقف بشگافیم وطراحی نو دراندازیم برای طراحان ونقاشان جذابیت زنده ،همواره منشأ الهام ،شور وشگفتی بوده است .این توجه به خاطر پویایی وتحرکی ست که درطبیعت جریان داردواین تغییروتحولات یعنی هسته زندگی.طبیعت با احساس آد می پیوندی نزدیک داردودیدن آن ،همیشه اورا به آرامش وتعمغّ دعوت می کند. طرّاحی ازطبیعت در مراحل اولیه برای کسب مهارت ودرمرحله پیشرفته تربازتابی از احساسات وبیان هنرمنداست.
|+| نوشته شده توسط راضیه در شنبه بیست و سوم دی 1385 ساعت 20:2
|+| نوشته شده توسط راضیه در جمعه بیست و دوم دی 1385 ساعت 15:50
|